|
جملات قصار امام خمینی و امام خامنه ای
|
|
|
|
|
 |
|
 |
|
|
 رهبر عاليقدر نظام جمهوري اسلامي ايران حضرت آيتا...العظمي سيدعلي خامنهاي (مد ظله العالي ) فرزند مرحوم حجتالاسلام و المسلمين حاج سيد جواد حسيني خامنهاي در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر هجري قمري در مشهد مقدس ديده به جهان گشودند. زندگي پدر حضرت آقا مانند اكثر روحانيون و مدرسان علوم ديني بسيار ساده بود. همسر و فرزندان ايشان نيز معناي عميق قناعت و سادهزيستي را از وي فرا گرفته بودند و با آن خو داشتند. رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي در ضمن بيان نخستين خاطرات زندگي خود از وضع و حال زندگي خانوادهي محترم خويش چنين ميفرمايند : « پدرم روحاني معروفي بود، اما خيلي پارسا و گوشهگير... زندگي ما به سختي ميگذشت» ، خانهاي را كه خانواده سيدجواد در آن زندگي ميكردند، ايشان چنين توصيف ميكنند : « منزل پدري من كه در آن متولد شدم، يك خانهي 60-70 متري در محلهي فقير نشين مشهد بود كه فقط يك اتاق و زيرزمين تاريكي داشت، بعد عدهاي كه به پدر ارادت داشتند زمين كوچكي را كنار اين منزل خريده و به آن اضافه كردند. » رهبر معظم انقلاب در خانوادهاي فقير اما روحاني، روحاني پرور و صميمي پرورش يافتند و از چهار سالگي به همراه برادر بزرگوارشان سيدمحمد به مكتب رفتند تا الفبا و قرآن را فرا گيرند. ايشان دوران تحصيل ابتدايي را به همراه برادرشان در مدرسهي تازه تأسيس اسلامي « دارالتعليم ديانتي » گذراندند. آقا از دورهي دبيرستان، خواندن

رهبر عاليقدر نظام جمهوري اسلامي ايران حضرت آيتا...العظمي سيدعلي خامنهاي (مد ظله العالي ) فرزند مرحوم حجتالاسلام و المسلمين حاج سيد جواد حسيني خامنهاي در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر هجري قمري در مشهد مقدس ديده به جهان گشودند. زندگي پدر حضرت آقا مانند اكثر روحانيون و مدرسان علوم ديني بسيار ساده بود. همسر و فرزندان ايشان نيز معناي عميق قناعت و سادهزيستي را از وي فرا گرفته بودند و با آن خو داشتند. رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي در ضمن بيان نخستين خاطرات زندگي خود از وضع و حال زندگي خانوادهي محترم خويش چنين ميفرمايند : « پدرم روحاني معروفي بود، اما خيلي پارسا و گوشهگير... زندگي ما به سختي ميگذشت» ، خانهاي را كه خانواده سيدجواد در آن زندگي ميكردند، ايشان چنين توصيف ميكنند : « منزل پدري من كه در آن متولد شدم، يك خانهي 60-70 متري در محلهي فقير نشين مشهد بود كه فقط يك اتاق و زيرزمين تاريكي داشت، بعد عدهاي كه به پدر ارادت داشتند زمين كوچكي را كنار اين منزل خريده و به آن اضافه كردند. » رهبر معظم انقلاب در خانوادهاي فقير اما روحاني، روحاني پرور و صميمي پرورش يافتند و از چهار سالگي به همراه برادر بزرگوارشان سيدمحمد به مكتب رفتند تا الفبا و قرآن را فرا گيرند. ايشان دوران تحصيل ابتدايي را به همراه برادرشان در مدرسهي تازه تأسيس اسلامي « دارالتعليم ديانتي » گذراندند. آقا از دورهي دبيرستان، خواندن « جامع المقدمات » صرف و نحو را آغاز كرده بودند و پس از آن وارد حوزهي علميه شدند و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت، ادبيات و مقدمات را خواندند. ايشان عامل اصلي ورود به حوزهي علميه و انتخاب راه روحانيت را روحانيت پدر و نيز علاقه و تشويق مادرشان ميدانند. حضرت آقا، كتب ادبي را در مدرسههاي سليمان، خان و نواب خواندند و سپس شرح لمعه را در محضر پدرشان و مرحوم آقا ميرزا مدرس يزدي و نيز رسائل و مكاسب را در حضور مرحوم حاج شيخ هاشم قزويني و بقيهي دروس سطح فقه و اصول را نزد پدرشان خواندند.
دوره مقدمات و سطح را نيز بطور كم سابقهاي در پنج سال و نيم به اتمام رساندند. مرحوم سيدجواد خامنهاي در تمام اين مراحل نقش مهمي در پيشرفت اين فرزند برومند داشتند. خداوند رحتمشان كند.
حوزهي علميهي نجف اشرف
رهبر معظم انقلاب از سال 1337 تا 1343 در حوزهي علميه قم به تحصيلات عالي فقه، اصول و فلسفه پرداختند و از محضر بزرگاني چون مرحوم آيتا...العظمي بروجردي، امام خميني(ره)، شيخ حائري يزدي و علامه طباطبايي بهره جستند. در سال 1343 طي مكاتباتي كه با پدرشان داشتند، متوجه شدند كه يك چشم پدرشان به علت آب مرواريد نابينا شده است و بين ماندن در قم و ادامه تحصيل در حوزهي قم و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در ترديد ماندند. نهايتاً بها ين نتيجه رسيدند كه به خاطر خدا از قم به مشهد هجرت كنند و از پدرشان مواظبت نمايند. ايشان در اين مورد ميفرمايند : « به مشهد رفتم و خداي متعال توفيقات زيادي به ما داد. بهرحال به دنبال كار وظيفه خود رفتم. اگر بنده از زندگي توفيقي داشتم، اعتقادم اينست كه ناشي از همان ارادتي است كه نسبت به پدر، بلكه به پدر و مادر انجام دادهام. » حضرت حضرت آيتا...العظمي سيدعلي خامنهاي (مد ظله العالي ) بر سر اين دو راهي، راه درست را انتخاب كردند. البته بعضي از اساتيد و آشنايان افسوس ميخوردند كه چرا ايشان به اين زودي حوزهي علميهي قم را ترك كردند. اگر ميماندند در آينده چنين و چنان ميشدند! اما آينده نشان داد كه انتخاب ايشان درست بوده و دست تقدير الهي براي ايشان سرنوشتي ديگر، بهتر و والاتر از محاسبات آنان رقم زده بود. آيا در آن روز كسي تصور ميكرد آن جوان عالم پر استعداد 25 سالهاي كه براي رضاي خداوند و خدمت به پدر و مادرشان از قم به مشهد ميرفتند، 25 سال بعد به مقام والاي ولايت امر مسلمين خواهند رسيد؟ ايشان در مشهد از ادامهي درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبارزه و زندان و مسافرت به طور رسمي تحصيلات فقهي و اصول و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزهي مشهد بويژه آيتا...العظمي ميلاني ادامه دادند و همچنين به تدريس كتب فقه و اصول و معارف ديني به طلاب پرداختند.
مبارزات سياسي
بنا به فرمايش خود رهبر معظم انقلاب ( مد ظله العالي ) ايشان از شاگردان فقهي، اصولي، سياسي و انقلابي امام خميني (ره) هستند. اما نخستين جرقههاي سياسي و مبارزاني و دشمني با طاغوت را، مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام « سيد مجتبي نواب صفوي » در ذهن ايشان زده است. هنگامي كه نواب صفوي با عدهاي از فدائيان اسلام در سال 1331 به مشهد آمده بود در مدرسهي سليمان خان ( كه حضرت آيتا...العظمي سيدعلي خامنهاي (مد ظله العالي ) در آن روزگار از طلاب جوان همان مدرسه بودند ) ايشان را با سخنان پرهيجان و بيدار كنندهي خود در موضوع احياي اسلام، حاكميت احكام الهي و نيز فريب و نيرنگ شاه مجذوب خويش كرد. ايشان در همين زمينه ميفرمايند : « همان وقت جرقههاي انگيزش انقلاب اسلامي به وسيلهي نواب صفوي در من بوجود آمد و هيچ شكي ندارم كه اولين آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن كرد. »
همراه با نهضت امام خميني(ره)
مقام عظماي ولايت ( مد ظله العالي ) از سال 1341 كه در قم حضور داشتند وارد ميدان مبارزات سياسي شدند و شانزدهسال تمام با وجود فراز و نشيبهاي فراوان، شكنجهها، تبعيدها و زندانها مبارزه كردند و در اين راه از هيچ خطري نهراسيدند. نخستين بار در محرم 1383 (هـ.ق) از سوي امام خميني (ره) مأموريت يافتند كه پيام ايشان را به آيتا...ميلاني و علماي خراسان در خصوص چگونگي برنامههاي تبليغاتي روحانيون در ماه محرم و افشاگري عليه سياستهاي آمريكايي شاه، اوضاع ايران و نيز حوادث مهم برسانند. بعد از انجام اين مأموريت ايشان براي تبليغ عازم شهر بيرجند شدند و در راستاي پيام امام خميني(ره) به تبليغ و افشاگري عليه رژيم پهلوي و آمريكا پرداختند و به سبب همين فعاليتهاي گستردهشان، توسط عمال رژيم در 9 محرم ( 12 خرداد1342 ) دستگير و يك شب بازداشت شدند و فرداي آن روز به شرط اين كه منبر نروند و تحت نظر باشند، آزاد شدند.
با پيشن آمدن حادثهي خونين 15 خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامي دادند و ده روز در آنجا تحت سختترين شرايط شكنجه و آزار شدند.
دومين بازداشت
در بهمن ماه 1343 حضرت آيتا...العظمي خامنه (مد ظله العالي ) با عدهاي از دوستانشان براساس برنامهي حساب شدهاي به مقصد كرمان حركت كردند. پس از سه روز توقف در كرمان و سخنراني و نيز ديدار با علماء و طلاب آن شهر، عازم زاهدان شدند. سخنرانيها و افشاگريهاي ايشان درا يام ششم بهمن ـ سالگرد انتخابات و رفراندوم دروغين شاه ـ مورد استقبال پرشور مردم قرار گرفت. در روز پانزدهم رمضان مصادف با ميلاد امام حسن مجتبي (عليهالسلام ) صراحت و شجاعت و شور انقلابي ايشان در افشاگري سياستهاي شيطاني و آمريكايي رژيم پهلوي به اوج رسيد و ساواك شبانه ايشان را دستگير و با هواپيما روانهي تهران كرد. رهبر بزرگوار حدود دو ماه بصورت انفرادي در زندان قزل قلعه زنداني شدند و انواع سختيها را تحمل كردند.
سومين و چهارمين بازداشت
كلاسهاي تفسير و حديث و انديشهي اسلامي ايشان در مشهد و تهران با استقبال كم نظير جوانان پرشور مواجه شد. همين فعاليتها سبب عصبنيت ساواك شد و به همين سبب ايشان كه در سال 1345 در تهران زندگي مخفيانهاي داشتند، يكسال بعد يعني در سال 1346 دستگير و محبوس شدند.
پنجمين بازداشت
حضرت آيتا...العظمي سيدعلي خامنهاي (مد ظله العالي ) دربارهي پنجمين بازداشت خويش توسط ساواك مينويسند : « از سال 48 زمينهي حركت مسلحانه درا يران محسوس بود. حساسيت و شدت عمل دستگاههاي جاري رژيم پيشين نيز نسبت به من ـ كه به قرائن دريافته بودند چنين جرياني نميتواند با افرادي از قبيل من در ارتباط نباشند ـ افزايش يافت. سال 1350 مجدداً و براي پنجمين باز به زندان افتادم. برخوردهاي خشونتآميز ساواك در زندان آشكارا نشان ميداد كه دستگاه از پيوستن جريانهاي مبارزهي مسلحانه به كانون تفكر اسلامي به شدت بيمناك است و نميتواند بپذيرد كه فعاليتهاي فكري و تبليغاتي من در مشهد و تهران از آن جريانها بيگانه و به كنار است. »
بازداشت ششم
در بين سالهاي 1350-1353 درسهاي تفسير و ايدئولوژي معظم له در سه مسجد « كرامت » « امام حسن(ع) » و « ميرزا جعفر » مشهد مقدس تشكيل ميشد و هزاران نفر از مردم مشتاق بويژه جوانان آگاه و روشنفكر و طلاب انقلابي و معتقد را به اين سه مركز ميكشاند و با تفكرات اصيل اسلامي آشما ميساخت. درس نهجالبلاغهي ايشان از شور و حال ديگري برخوردار بود و در جزوههايي تحت عنوان « پرتويي از نهجالبلاغه » تكثير و دست به دست ميگشت. طلاب جوان و انقلابي كه درس حقيقت و مبارزه را از محضر ايشان ميآموختند با عزيمت به شهرهاي دور و نزديك ايران، افكار مردم را با آن حقايق نوراني آشنا و زمينه را براي انقلاب بزرگ اسلامي آماده ميساختند و اين فعاليتها موجب شد كه در دي ماه 1353 ساواك بيرحمانه به منزل حضرت آيتا... العظمي خامنهاي (مد ظله العالي) در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسياري از يادداشتها و نوشتههايشان را ضبط كنند. اين ششمين و سختترين بازداشت ايشان بود و تا پاييز 1354 در زندان كميتهي مشترك شهرباني در سلول و تحت سختترين شرايط بازداشت شدند. سختيهايي كه ايشان در اين بازداشت تحمل كردند و به تعبير خودشان « فقط براي آناني كه شرايط را ديدهاند قابل فهم است. » پس از آزادي از زندان، به مشهد مقدس بازگشتند و برنامهها و كلاسهاي علمي خود را ادامه دادند. البته ديگر امكان تشكيل كلاسهاي سابق را به ايشان ندادند.
در تبعيد
رژيم جنايتكار پهلوي در اواخر سال 1356 رهبر معظم انقلاب اسلامي را دستگير و براي مدت سه سال به ايرانشهر تبعيد كرد در اواسط سال 1357 با اوجگيري مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابي ايران، ايشان از تبعيدگاه آزاد شدند و به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات عمومي عليه رژيم سفاك پهلوي قرار گرفتند. پس از 15 سال مبارزهي مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمل آن همه سختي و تلخي، ثمرهي شيرين قيام و مقاومت و مبارزه يعني پيروزي انقلاب اسلامي ايران و سقوط خفتبار حكومت سراسر ننگ و ظالمانهي پهلوي و برقراري حاكميت اسلام درا ين سرزمين را ديدند.
در آستانهي پيروزي
در آستانهي پيروزي انقلاب اسلامي پيش از بازگشت امام خميني (ره) از پاريس به تهران، « شوراي انقلاب اسلامي » با حضور افراد و شخصيتهاي مبارزي همچون شهيد مطهري، شهيد بهشتي، هاشمي و رفسنجاني و ... از سوي امام (ره) در ايران تشكيل گرديد. ايشان با دريافت پيام رهبر كبير انقلاب، از مشهد به تهران عزيمت كردند. رهبر فرزانهي انقلاب (مد ظله العالي ) نيز به فرمان امام بزرگوار(ره) به عضويت اين شورا در آمدند و پيام امام توسط شهيد مطهري به ايشان ابلاغ گرديد. ايشان با دريافت پيام رهبر كبير انقلاب، از مشهد به تهران عزيمت كردند.
پس از پيروزي انقلاب
رهبر انديشمند ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز همچنان پرشور و پر تلاش به فعاليتهاي ارزشمند اسلامي خود در جهت نزديكتر شدن به اهداف انقلاب اسلامي پرداختند كه همه در نوع خود و در زمان خود بينظير و بسيار مهم بودند كه درا ين مختصر فقط به ذكر رئوس آن ميپردازيم.
- پايهگذاري حزب جمهوري اسلامي با همكاري و همفكري علمي مبارز و همرزم خود همچون شهيد بهشتي، شهيد باهنر و هاشمي رفسنجاني در اسفند1357.
- نمايندهي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در سال 1358 .
- معاونت وزارت دفاع در سال 1358 .
- سرپرستي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در سال 1358 .
- امامت جمعه تهران در سال 1358 .
- نمايندهي امام خميني(ره) در شوراي عالي دفاع در سال 1359 .
- حضور مخلصانه و فعال در لباس رزم در جبهههاي دفاع مقدس در سال 1359 با شروع جنگ تحميلي .
- برگزيده شدن در انتخابات رياست جمهوري به دنبال شهادت محمدعلي رجايي ( دومين رئيسجمهور ايران اسلامي ) با كسب شانزده ميليون رأي مردمي و حكم تنفيذ معمار انقلاب، امام خميني (ره) .
- برگزيده شده در انتخابات رياست جمهوري ايران اسلامي براي دومين بار از سال 1364 تا 1368 .
- رياست شوراي انقلاب فرهنگي در سال 1360 .
- رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام در سال 1366 .
- رياست شوراي بازنگري قانون اساسي در سال 1368 .
- رهبري و ولايت امت كه از روز چهاردهم خرداد 1368 پس از رحلت رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره) كه توسط مجلس خبرگان رهبري به اين مقام والا و مسئوليت عظيم انتخاب شدند. و چه انتخاب مباركي بود كه پس از رحلت امام راحل (ره) با شايستگي تمام توانستند امت مسلمان ايران و نيز مسلمانان جهان را رهبري نمايند.
رهبري
بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در پي يك بيماري تقريباً طولاني با دلي آرام و قلبي مطمئن به سوي رفيق اعلي سفر نمودند و ملت با ناباوري غم سنگين فراع امام را بر دوش خود احساس كرد. حضور ده ميليون عزادار در بزرگترين تشييع و خداحافظي، طوفاني از ارادهي ميليوني مردم را در حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي و اظهار ارادت، محبت و اطاعت از رهبري انقلاب را بوجود آورد. طوفاني كه همچون طوفان طبس كه هواپيماهاي تجاوزگر را در هم كوبيد، اميدهاي دشمن را به يأس مبدل نمود. در كنار حضور خيرهكنندهي مردم عزادار و ماتم زده و اجلاس فوقالعادهي مجلس خبرگان رهبري و تصميمگيري سريع و قاطع و انتخاب صحيح و درست آنان انقلاب اسلامي را صاحب سكان داري امين، با تقوا، با درايت، شجاع و مدير كرد. در واقع انقلاب و ملت يك روز هم بدون رهبر و نقطهي اميد به سر نبرد و رحمت واسعهي الهي، آن حضور عجيب و بيسابقه را به باز نشاند. حضرت آيتا...العظمي خامنهاي (مد ظله العالي ) بنابر وصيت حضرت امام خميني(ره) كه وصيتنامهي سياسي ـ الهي ايشان را يا فرزندانشان حاج احمد آقا يا رياست جمهوري قرائت نمايند، با استنكاف حاج احمد آقا در مجلس خبرگان وصيتنامهي سياسي، الهي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) را قرائت نمودند كه چندين بار با بغض و اشك سخنان معظم له قطع شد اما ايشان با تسلط بر احساسات خويش توانمند و رسا، آخرين توصيههاي جاودانهي امام(ره) را به اطلاع همگان رساندند. مقام معظم رهبري (مد ظله العالي ) غم جانكاه اين روز و حضور زيباي مردم را در وداع با مرجع و رهبر عاليقدر خود هنرمندانه به قلم ميكشند : « آن ، روز عزاي بزرگ عالم اسلام شد، شورش آن غم به ملت ايران منحصر نماند و در سراسر جهان در هر جا دل روشن و جان بيداري بود، مصيبت زده بود. هر جا مسلماني آگاه از انقلاب و مسائل آن بود، خود را صاحب عزا شمرد. از دلاوران ميدانهاي نبرد تا مادران و پدراني كه غم شهادت جوانانشان نتوانسته بود گرهي عجز و اندوه برجبينشان بيفكند تا بزرگ مردان عرصهي علم و عرفان و سياست و تا يكايك اين ملت عظيمالقدر همه و همه درا ين مصيبت عظيم زار زار گريستند. من كه خود قطرهي بيتابي در اقيانوس متلاطم آن روزها بودهام چگونه خواهم توانست آن را شرح كنم؟ زمان يگانهي خود را از دست داد و زمين، گوهري يكدانه را در خود گرفت. » مقام معظم رهبري (مدظله العالي) چند ماه مانده به پايان دومين دورهي رياست جمهوري خود را آمادهي ترك اين مسئوليت مينمودند، فرمودند : « قبل از رحلت حضرت امام (ره) كه دوران رياست جمهوري در حال اتمام بود، دست و پايم را جمع ميكردم. مكرر مراجعه ميكردند و بعضي از مشاغل را پيشنهاد مينمودند. ولي من گفتم كه اگر يك وقت امام(ره) به من واجب كنند و بگويند شما فلان كار را انجام دهيد، چون دستور امام تكليف است و برو برگرد ندارد آن را انجام ميدهم. اما اگر تكليف نباشد من از امام خواهش خواهم كرد كه تكليفي به من نكنند تا به كارهاي فرهنگي بپردازم » اما خداوند حكيم امر ديگري را براي امت و خضرت آيتا...العظمي خامنهاي (مد ظله العالي ) مقدر نمود كه با رحلت حضرت امام (ره) اين. تقدير جاري شد. رهبري همچنان كه تمام مسئوليتها را بصورت تكليف پذيرفته بودند در قبال مسئوليت رهبري نيز تا آنگاه كه بر عهدهايشان تكليف نشد، قدمي براي اين مسئوليت برنداشته و حتي فكر آن را نيز نميكردند. آنچه كه در خصوص تعيين رهبر واقع شد و بار اين مسئوليت را بر دوش ايشان گذاشت مطمئناً براي خود ايشان حتي يك لحظه متوقع نبود. « اگر كسي تصور كند كه در طول دوران مبارزه و بعد در طول دوران انقلاب و مسئوليت رياست قوهي اجرايي حتي يك لحظه در ذهن خودم خطور ميدادم كه اين مسئوليت به من متوجه خواهد شد. قطعاً اشتباه كرده است من هميشه خودم را نه فقط از اين منصب بسيار خطير و مهم بلكه حتي از مناصبي كه به مراتب پايينتر از اين منصب بوده است ـ مثل رياست جمهوري و ديگر مسئوليتهايي كه در طول انقلاب داشتم ـ كوچكتر ميدانستم. يك وقت خدمت امام (ره) اين نكته را عرض كردم كه گاهي نام من در رديف بعضي از آقايان آورده ميشود در حالي كه در رديف آنها نيستم و يك آدم كوچك و بسيار معمولي هستم. نه اينكه بخواهم تعارف كنم. الان هم همان اعتقاد را دارم. بنابراين چنين معنايي اصلاً متصور نبود البته در آن ساعات بسيار حساسي كه سختترين ساعات عمرمان را گذرانديم و خدا ميداند كه در آن شب و صبح شنبه چه بر ما گذشت. برادرها از روي مسئوليت و احساس وظيفه، با فشردگي تمام، فكر و تلاش ميكردند كه چگونه قضايا را جمع و جور كنند. مكرر از من به عنوان عضو شوراي رهبري اسم ميآورند كه البته در ذهن خودم آن را رد ميكردم. اگر چه به نحو يك احتمال برايم مطرح ميشد كه شايد واقعاً اين مسئوليت را به من متوجه كنند. در همان موقع به خدا پناه بردم و روز شنبه قبل از تشكيل مجلس خبرگان با تضرع و توجه و التماس به خداي متعال عرض كردم : پروردگارا! تو كه مدبر و مقدر امور هستي چون ممكن است بعنوان عضوي از مجموعهي شوراي رهبري اين مسئوليت متوجه من شود خواهش ميكنم اگر اين كار ممكن است اندكي براي دين و آخرت من زيان داشته باشد طوري ترتيب كار را بده كه چنين وضعيتي پيش نيايد. واقعاً از ته دل ميخواستم كه اين مسئوليت متوجه من نشود. بالاخره در مجلس خبرگان بحثهايي پيش آمد و حرفهايي زده شد كه نهايتاً به اين انتخاب منتهي شد. در همان مجلس كوشش و تلاش و استدلال و بحث كردم تا اين كار انجام نگيرد ولي انجام گرفت. من همين الان خودم را يك طلبهي معمولي و بدون برجستگي و امتيازي خاص ميدانم نه فقط براي اين شغل با عظمت و مسئوليت بزرگ، بلكه همانطور كه صادقانه گفتم براي مسئوليتهاي به مراتب كوچكتر از آن. اما حال كه اين بار را روي دوش من گذاشتند با قوت خواهم گرفت. براي اين مسئوليت از خدا استمداد كردم و باز هم استمداد ميكنم و هر لحظه و هر آن، در حال استمداد از پروردگار هستم تا بتوانم اين مسئوليت را در حد وسع خودم « كه تكليف هم بيش از وسع نيست » با قدرت و قوت و حفظ شأن والاي اين مقام حفظ كنم و انجام بدهم. اين تكليف من است كه اميدوارم انشاا... مشمول لطف و ترحم الهي و دعاي ولي عصر و مؤمنين صالح باشم » حضرت امام خميني (ره) با روشنبيني الهي خود، اخلاص و توانايي حضرت آيتا... العظمي خامنهاي (مد ظله العالي ) را در اندازههاي رهبري ملت ميديدند و گاه به اشاره و گاه به تصريح اين موضوع را مطرح ميفرمودند : حجتالاسلام و المسلمين مرحوم حاج سيد احمدآقا خميني نقل ميكنند : « وقتي كه آيتا... خامنهاي در سفر خيلي جالب بود و امام گفته بودند الحق ايشان شايستگي رهبري را دارند. و در پيامي پس از انتخاب حضرت آيتا... العظمي خامنهاي (مد ظله العالي ) به رهبري، خطاب به ايشان خاطر نشان كردند : « حضرت اما بارها از جناب عالي به عنوان مجتهدي مسلم و بهترين فرد براي رهبري نام بردند. » حجتالاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني نيز يك نمونهي ديگر از اشارات حضرت امام (ره) را بيان ميكنند : « در جلسهاي با حضور رؤساي سه قوه، نخست وزير (موسوي) و حاج احمدآقا در محضر امام، بحث شد و حرف ما با امام اين بود كه اگر اين قضيع اتفاق بيفتد، ما بعداً با قوانين اسلامي مشكل داريم، زيرا ممكن است خلاء رهبري پيش بيايد، ايشان فرمودند : « خلاء رهبري پيش نميآيد و شما آدم داريم. گفتم : « چه كسي؟ » ايشان در حضور آقاي خامنهاي گفتند : « اين آقاي خامنهاي » . در جلسهي فوقالعادهي مجلس خبرگان كه پس از رحلت حضرت امام(ره) تشكيل شد، بحث روي شوراي رهبري بود كه هم حضرت آيتا...خامنهاي و هم حجتالاسلام و الميلمين آقاي رفسنجاني با آن موافق بودند اما قضاي الهي چيز ديگري بود و اصرار مقام معظم رهبري در آن مجلس، مبني بر عدم پذيرش اين مسئوليت به رغم استدلالهايي كه ميفرمودند : « بعد از رحلت امام خميني(ره) در آن روز كه در مجلس خبرگان شركت كردم. بنده هم عضو مجلس خبرگان بودم و بالاخره اسم اين بندهي حقير به ميان آمد و بحث كردند چه كسي را انتخاب كنيم و اتفاق كردند بر اينكه اين حقير ضعيف را به اين منصب خطير انتخاب كنند. من مخالفت جدي كردم. نه اينكه ميخواستم تعارف بكنم. خدا خودش ميداند كه در آن لحظات در دل من چه ميگذشت. رفتم انجا ايستادم و گفتم : « آقايان ، صبر كنيد، اجازه بدهيد ( اينها همه ضبط شده و موجود است )، شروع كردم به استدلال كردن كه من را براي اين مقام انتخاب نكنند. هرچه اصرار كردم قبول نكردند. هر چه من استدلال كردم، آقايان مجتهدين و فضلا كه در همانجا بودند، استدلالهاي ما را جواب دادند. من قاطع بودم كه قبول نكنم ولي بعد ديدم كه چارهاي نيست. چرا چارهاي نبود؟ زيرا به گفتهي افرادي كه من به آنها اطمينان دارم. اين واجب در من تعيين شده بود، يعني اگر من اين بار را بر ندارم، اين بار زمين خواهد ماند. اين بود كه گفتم قبول ميكنم اگر كس ديگري آنجا بود يا من ميشناختم كه ممكن بود اين بار را بردارد و قبول كند، يقيناً من قبول نميكردم. بعد هم گفتم : پروردگارا! توكل بر تو و خدا هم تا امروز كمك كرد. » خبرگان رهبري با سرعت و دقت، اقدام به انتخاب شايستهي ولي امر مسلمين حضرت آيتا...العظمي خامنهاي (مد ظله العالي ) نمودند و معظم له نيز با توكل به خداي متعال آن را پذيرفتند كه دشمن نقشههاي شومي را براي دوران پس از امام (ره) پيشبيني كرده بود و در تبليغات مستمر و راديوها و مطبوعات بيگانه در مدت چند روزهي دوران بيماري حضرت امام كاملاً اين امر مشخص بود. رهبر و مقتدايمان در تشريح و توضيح توطئهي دشمنان براي پس از رحلت امام بزرگوار به شعور و تقواي مردم و معجزهي الهي در خنثي كردن اين توطئهها اشاره ميكنند و ميفرمايند : « با رحلت امام خميني (ره) طيف وسيع دشمنان اسلام ـ كه در صفوف مقدم معارضه با جمهوري اسلامي بودند ـ اين اميد را پنهان نكردند كه جمهوري اسلامي در غياب پديد آورنده و پرورانندهي خود، نيروي دفاع و رشد را از دست بدهد و چون كودكي بيصاحب، احساس ضعف و درماندگي كند، ياب ه كلي از پاي در آيد و يابه ناچار به دامان اين و آن پناه برد! در محاسبات تنگ نظرانهي دشمنان ـ كه همه بياستثناء اسير محاسبات كاملاً مادي بوده و از فهم روابط معنوي و بركات ايمان و تقوا بينصيبند ـ نميگنجد كه معجزهيي الهي در طليعهي قرن پانزدهم هجري قمري، يعني حكومت صلاح و دين و حيات دوبارهي ارزشهاي اسلامي، آن قلهي مرتفعي باشد كه دست آلودهي بندگان هوا و هوس به آن نرسد و ديپلماسي زر و زور از به دام افكندن آن، عاجز بماند » حضور ده ميليوني مردم در تشييع بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران و هادي و مرشد خود، و انتخاب به موقع و شايستهي آيتا... العظمي خامنهاي (مد ظله العالي ) معجزهي الهي را به نمايش گذاشت و دشمن يك بار ديگر ناكام شد. هر چند دشمنان دلخوش كرده بودند كه حضرت آيتا...العظمي خامنهاي (مد ظله العالي ) از ادارهي نظام در ميان اين همه دشواريها، توطئهها و خباثتهاي جهاني و داخلي ناتوان مانده و دير يا زود سكان نظام از دست ولايت فقيه عادل، مجتهد، آگاه ، مدير و مدبر خارج شده و به آرزوي چند سالهي خود خواهند رسيد! اما در آينده نشان داد كه حقيقتاً خبرگان رهبري، به هدايت خداوند و رهنمودهاي پيرجماران، حضرت امام خميني (ره) برترين و صالحترين را انتخاب كرده است و راه امام در وجود رهبري ايشان تداوم يافت و بيمه شد. پيامها و بيانات معظم له نقطهي اميد دشمن را كور و اميدهاي ملت بزرگ ايران را شعلهور كرد. فرياد رساي ملت كه خطاب به آمريكاي جنايتكار فرود ميآمد، بخوبي نشان از تداوم راه امام دارد.
مرجعيت
يكي از فرازهاي زندگي مقام معظم رهبري حضرت آيتا...العظمي خامنهاي (مد ظله العالي) ، مسألهي مرجعيت ايشان است. پس از رحلت آيات عظام «گلپايگاني» ، « مرعشي نجفي » و « اراكي » حوزهي عمليهي قم از مراجع رديف اول هم سن و سال امام راحل، مورد شناسايي و مقبوليت عامه، تقريباً خالي ماند و نسلي از مراجع جديد فرا روي ملت مسلمان ايران قرار گرفت. دشمن يكبار ديگر دست به كار شد تا در رحلت حضرت آيتا...العظمي اراكي، در امور اخلال نمايد و اين. طور القا كند كه حوزههاي علميه درگير يك جنگ قدرت شده و خواهند شد. مقام معظم رهبري (مد ظله العالي ) به افشاي توطئه دشمن و آگاه كردن ملت ايران پرداختند و نقش رهبري خود را به خوبي ايفا نمودند. اولين القاي دشمن اين بود كه مردم ديگر مثل گذشته به روحانيت علاقه ندارند و از آنها زده شدهاند. ايشان در مورد وفات حضرت آيتا...العظمي اراكي فرمودند : « روز وفات اين بزرگوار، تهران منقلب شد. مردم در مساجد و در بقاع متبركه در تمام نقاط ايران جمع شدند. البته من به شما عرض كنم دوربين نميتواند آن واقعيت را نشان بدهد. همه و همه، مرد و زن اشك ميريختند. علت اين امر چند چيز است كه عرض ميكنيم : چون مردم ايران براي مرجعيت همچنان آن مقام والا و عظيم را معتقدند. چون مردم ايران از ته دل روحانيت را دوست ميدارند. البته نه هر روحاني را، روحاني واقعي را، عالم دين را. چون مردم معتقدند كه با اسلام ميشود به دنيا و آخرت آباد رسيد. دشمنان روحانيت اعتراف كردهاند كه تبليغات بر ضد روحانيون نقش بر آب شده » . تبليغات ديگر دشمن در چنين ايامي اين بود كه نسل مرجعيت تمام شده و ديگر كسي شايسته و در حد مرجعيت نيست. ولي با انتشار فهرست اسامي علماي شايسته در مرجعيت از سوي جامعهي مدرسين حوزهي علميهي قم، اين تبليغات هم خنثي شد. جامعهي مدرسين حوزهي علميهي قم در يك فهرست، اسامي واجدين شرايط مرجعيت را براي امت ايران انتشار داد. در اين فهرست نام مقام معظم رهبري(مد ظله العالي ) نيز ديده ميشد. ايشان بعلت حضور مراجع و نيز به دليل اشنايي خويش به مسائل جهاني و بينالمللي، افتاء و مرجعيت مسلمانان ديگر كشورهاي اسلامي را پذيرفتند و در اين خصوص فرمودند : « عزيزان من، در قضيهي مرجعيت، موضوع اينطور نيست، بار بر زمين نميماند. اين قضيه متوقف به فرد نيست. بله آقايان، فهرست دادند اسم اين حقير را هم توي آن فهرست آوردند اما، اگر از من سءال ميكردند من ميگفتم اين كار را نكنيد. من حالا به شما عرض ميكنم ملت عزيز! عزيزان من! آقايان محترم و بزگاني كه از گوشه و كنار گاهي به بنده پيغام ميدهند و رساله يا چه، من بار فعليم خيلي سنگين است. با رهبري نظام مهوري اسلامي و مسئوليتهاي عظيم دنيايي، مثل بار چند تا مرجعيت است. اين را شما بدانيد. الان ضرورتي نيست. بله، اگر وضع به جايي ميرسيد كه من ميديدم چارهيي نيست. ميگفتم عيبي ندارد. من شانهام با همهي ضعف و فقري كه دارم. به فضل پروردگار ان جايي كه ناچار باشم ـ يعني ضروري باشد ـ ده تا بار اين جوري را هم حرفي ندارم كه روي دوش خود بگذارم؛ اما الان نيازي نيست. بحمدا... اين همه مجتهدين هستند. البته، خارج از ايران حكم ديگري دارد. بار آنها را قبول ميكنم. چرا؟ براي خاطر اين كه آن بار اگر من بر ندارم ضايع خواهد شد ». البته عدم قبول مسئوليت مرجعيت براي داخل كشور از طرف معظمله، به معناي عدم جواز تقليد از ايشان نبود و لذا سيل استفتائات از داخل و خارج به دفتر سرازير بود و جمع كثيري از ملت شريف ايران هم معظم له را بعنوان مرجع تقليدشان انتخاب كرده بودند. پس از مدتي با احساس نياز فراواني كه بود و اصرار بسيار زياد برخي از بزرگان، معظم له اجازهي انتشار مجموعهي استفتائات فوق را به زبان فارسي هم دادند كه اميد است بمانند چراغي فرا روي زندگي معنوي انسانها قرار گيرد.
|
|
|
|
|
فقط کاربران عضو می توانند این بخش را مشاهده نمایند.
مطالب مشابه:
SMS به مناسبت روز جهانی قدسفرزندان رهبر به ترتیب از بزرگ به کوچک: سید مصطفی، سید مجتبی، سید محسن(مسعود ...ارامنه ايران در راهپيمايي روز قدس حضور پرشوري خواهند داشتبنیاد آمریکایی کارنگی:آیت الله خامنه ای قدرتمندترین رهبر جهان استپیامک انتظار امام زمان(عج) قسمت پنجم
|
|
|
 |
|
 |
|
|
|
درباره ی سایت
|
|
|
تگ ها
|
آمد, است, اللهم, امام, امشب, اهل, اين, اگر, این, باد, بخوان, بكنيم, حضرت, خدا, دعا, رضا, روز, زهرا, سلام, شما, صلوات, ظهور, عشق, علي, علی, عید, فاطمه, قبر, كاش, كسي, لولیک, ماه, مبارک, مهدی, نبود, نداشت, نور, همه, کرد, گرفتند
نمایش تمامی تگ ها
|
|